دسترسپذير نبود) يك چنين شكاكيتي طبيعي بود. بهتر است بهخاطر داشته باشيم كه بدون مجادلات طولاني كه مفهوم خلقالساعه را ناگزير به عقبنشيني به ميدانهاي هرچه كوچكتر ساخت، مبارزاتي كه در فاصلهٴ هر قرن بهوسيلهٴ فرانچسكو رِدي در سال 1668، لازارو اسپالانتساني در سال 1767، و لويي پاستور در سال 1861 صورت گرفت و به پيروزي انجاميد، برانداختن اين فكر ممكن نبود. اينك، ما ميدانيم تحت شرايطي كه با آن آشنايي داريم، خلقالساعه ممكن نيست، پس زندگي چگونه آغاز ميشود؟
رسالهٴ كوچك ديگري به زبان لاتيني شامل گزيدهاي از مامايي براي قابلهها در يك نسخهٴ خطي متعلق به دانشكدهٴ پزشكي مونپليه (ش 597) ديده ميشود. اين نسخه در سدهٴ پانزدهم، كتابت شده و مصور است. پير پانسيه آن را منتشر كرده است.
7. تصويرگري كالبدشناسي (و پزشكي). بسياري از مآخذي كه در بخش صورتگري، فصل اول، معرفي شده، مربوط به تمام قرن است، و حتي از دو انتهاي آن هم فراتر ميرود. رسالههاي كالبدشناسي و جراحي نيمهٴ دوم سدهٴ چهاردهم غالباً مصور بود و بايد قديميترين نسخههايشان را در نظر گرفت. بهترين نمونههاي آن در غرب نسخههاي جراحي كبير گي دو كولياك (از جمله نسخهٴ 184 فرانسه در مونپليه) و نسخهاي در باب فن طبابت و جراحي از ژان آردِرن در استكهلم (حدود 1420) است. بهترين نمونهٴ شرقي، نسخهٴ فارسي التشريح بالتصوير، تأليف منصوربن محمد، در سال 1396 است كه تصاوير خطي با پنج رنگ مزين شده است.
ولي اين نمودارهاي پنجگانه ادامهٴ سنّتي قديمي بود.
رقص مرگ. نمايش استخوانها يا شخص مرده يا در حال مرگ اغلب در نقاشيها ديده ميشود و در تصاوير بيشماري به موضوع
رقص مرگ برميخوريم. مشكل بتوان گفت اين مضمون چه وقت پديد آمد؛ احتمال دارد پيش از اين كه بهصورت تصويري نشان داده شود، بهشكل مكتوب بيان شده باشد. فكر بنيادي در آن انديشهٴ مرگ است كه البته عمر ديرينهاي دارد.
هر فيلسوف كافر يا مسيحي با تأكيدي كم يا بيش، بدان پرداخته بود و شاعران در آن تغييراتي داده بودند. فكر رقص مرگ از پرداختهاي سدههاي ميانه است. مردگان، نمايندگان عفريت مرگ يا خود عفريت مرگ، زندگي را به دام مياندازند و ميكوشند تا آن را به رقصيدن با خويش وادارند. همه كس به رقص واداشته ميشوند، پير و جوان، تندرست و بيمار، زشت و زيبا، درويش و توانگر، قديس و گناهكار. مرگ كاملاً بيطرف است؛ معرف چيزي نيست، مگر برابري براي همه و يكساني براي همه. انديشهٴ عفريت مرگ، بهويژه رقص هولناكش براي توانگران، قدرتمندان و خوشبختان ناراحتكننده بود، ولي به تودهٴ عظيم مردم كه بينوا، محروم، گرسنه و ستمديده بودند، نوعي تسلي به شمار ميرفت. مضمون رقص مرگ ممكن است در برخي موارد نادر مقدم بر سدهٴ چهاردهم باشد، ولي تكوين آن مربوط به همين قرن است. احتمال دارد طاعون